
ادامه کلیک کنید
ادامه کلیک کنید

چشم تو از کهکشان راه شیری هم سر است
پیش چشمان تو یاس و ناز و مریم پر پر است
من نمی دانم چه رازی بین عشق واسم توست
اسم تو از هر چه زیبا دیده ام زیبا تر است






























































مينويسم،مينويسم از تو 


تا تن کاغذ من جا دارد...

با تو از حادثه ها خواهم گفت
گريه اين گريه اگر بگذارد 
با تو از روز ازل خواهم گفت
فتح معراج ازل کافي نيست
با تو از اوج غزل خواهم گفت 
مينويسم،همه ي هق هق تنهايي را
تا تو از هيچ، به آرامش دريا برسي 
تا تو از همهمه همراه سکوتم باشي
به حريم خلوت عشق، تو تنها برسي 

مينويسم،مينويسم از تو


تا تن کاغذ من جا دارد... 

مينويسم همه ي با تو نبودن هارا 
تا تو از خواب مرا به با تو بودن ببري
تا تو تکيه گاه امن خستگي ها باشي 
تا مرا باز به ديدار خودِ من ببري

مينويسم،مينويسم از تو


تا تن کاغذ من جا دارد






























































می دونی قشنگترین خط منحنی دنیا چیه لبخندی که بی اراده روی لبهای یه عاشق نقش میبنده تا در نهایت سکوت فریاد بزنه دوستت دارم............ بنام اونی که بهم یاد داد......... با تو حرف بزنم ................با تو بخندم...................بی تو گریه کنم.................. با تو زندگی کنم................بی تو بمیرم.................اگه عاشقم عاشق تو باشم... ...................اگه هستم مال تو باشم.. گل من همیشه دوستت دارم.......
|
برای سوال کردن یاانتقاد یا پیشنهاد میتوانید
بانظردادن یا به پست الکترونکی
پست کنید .به امیدفرداخدانگهدار.......................
رو ادامه کلیک کن باحاله..............

رفتي و خاطره هاي تو نشسته تو خيالم!
بي تو من اسير دست آرزو هاي محالم!
ياد من نبودي اما.من به ياد تو شکستم!
غير تو که دوري از من.دل به هيچ کسي نبستم!
هم ترانه ياد من باش!
بي بهانه ياد من باش!
وقت بيداري مهتاب. عاشقانه ياد من باش!
اگه باشي با نگاهت.ميشه از حادثه رد شد!
ميشه تو آتيش عشقت.گر گرفتن و بلد شد!
اگه دوري.اگه نيستي.نفس فرياد من باش!
تا ابد تا ته دنيا.تا هميشه ياد من باش...

بعد از سفري بي عشق از حادثه مي آيم![]()
![]()
![]()
![]()
ر
با شوق تو مي رفتم بي وسوسه مي آيم
يک قلب ترک خورده سوغات محبت بود![]()
پاداش دل ساده نيرنگ و خيانت بود
من از تو چه سر بودم اي بي نفس کمرنگ
من حادثه ي روزم تو شب زده ي دل سنگ
خاکستر جا مانده از فاجعه ي ققنوس
اندوه شب سربي در با ور يک فانوس
درعشق تو فرسودم پايان قشنگي بود
مزد همه ي خوبيم افسوس دورنگي بود![]()
اي از غم من سرخوش شکم به يقين خشکيد![]()
محکوم عذابي تو در دايره ي تمديد
لايق تر از اين بودم عشق تو حماقت بود![]()
يک عمر هدررفته تاوان رفاقت بود![]()

کاش بودي تا دلم تنها نبود
تا اسير غصه ي فردا نبود
کاش بودي تا براي قلب من
زندگي اين گونه بي معنا نبود
کاش بودي تا لبان سرد من
بي خبر از موج و از دريا نبود
کاش بودي تا فقط باور کني
بعد تو اين زندگي زيبا نبود